تو+ عشق = زندگی
زندگی+ تو = آرامش
من- تو = دیوونگی
عشق+ دیوونگی = تو
زندگی- تو = مرگ

نوشته شده توسط ღღღ☆ღღدختر پاییزیღღღ☆ღღ در ساعت 12:27 موضوع | لینک ثابت
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
نوشته شده توسط ღღღ☆ღღدختر پاییزیღღღ☆ღღ در ساعت 17:2 موضوع | لینک ثابت
اسمت رو گذاشتم گل ترسیدم پژمرده بشی . گذاشتم خورشید ترسیدم غروب کنی . گذاشتم جونم که اگه خدایی نکرده رفتی منم برم .
----------------------- --------- -------
شراب را دوست دارم چون رنگ خونه . خون را دوست دارم چون در رگ جاریست . رگ را دوست دارم چون به قلب راه داره . قلب را دوست دارم چون جایگاه توست .
----------------------- --------- -------
زندگی ۳ چیز بیشتر نیست :
۱. به اجبار به دنیا آمدن .
۲. با غم زیستن .
۳. با آرزو مردن .
----------------------- --------- -------
چنان غرق نگاهت شدم که هیچ غریق نجاتی کار از پیش نبرد .
----------------------- --------- -------
۱۰۰بار قسم خوردم که نامت را به زبان نیارم ولی افسوس که قسم هم نام تو بود .
----------------------- --------- -------
عاشقانه ترین نگاهم را روی قایقی از باد نشاندم و پارو زنان سوی تو فرستادم وقتی به ساحل نگاه تو رسید تو چشمانت را بستی و قایقم غرق شد
نوشته شده توسط ღღღ☆ღღدختر پاییزیღღღ☆ღღ در ساعت 15:56 موضوع | لینک ثابت


نوشته شده توسط ღღღ☆ღღدختر پاییزیღღღ☆ღღ در ساعت 13:20 موضوع | لینک ثابت
به کودکی گفتند: عشق چیست؟ گفت: بازی.
به نوجوانی گفتند: عشق چیست؟ گفت: رفیق بازی.
به جوانی گفتند: عشق چیست؟ گفت: پول و ثروت.
به پیرمردی گفتند: عشق چیست؟ گفت:عمر.
به عاشقی گفتند: عشق چیست؟
چیزی نگفت: آهی کشید و سخت گریست![]()
نوشته شده توسط ღღღ☆ღღدختر پاییزیღღღ☆ღღ در ساعت 16:19 موضوع | لینک ثابت
من پذيرفتم که عشق افسانه است ... اين دل درد آشنا ديوانه است
مي روم شايد فراموشت کنم ... با فراموشي هم آغوشت کنم
مي روم از رفتن من شاد باش ... از عذاب ديدنم آزادباش
گر چه تو تنها تر از ما مي روي ... آرزو دارم ولي عاشق شوي
آرزو دارم بفهمي درد را ... تلخي بر خوردهاي سرد را
ديگه يار نمي خوام وقتيكه مي بيني عشق دوروغه چراغش بي فروغه
آخه وقتي كه وفا نيست عشقو عاشقي چيست؟؟؟
نوشته شده توسط ღღღ☆ღღدختر پاییزیღღღ☆ღღ در ساعت 18:16 موضوع | لینک ثابت
تسلیم نمی شوم...من شکست نخوردم ولی تو باختی...نمی بینمت آنقدر بزرگ که مرا
شکست دهی...!
تسلیم نمی شوم...تو را نمی بخشم ولی تو مرا فراموش نخواهی کرد.....براستی که من را
نشناختی...!
تسلیم نمی شوم...ولی برو و دیگر نیا.....نمی بوسمت بر لب اگر باز گردی...!
تسلیم نمی شوم...خسته نیستم از بس مبارزه کردم...اما کجایی میدان بی حاصل این پیکار
٬ که نمی خواهمت دیگر...!
تسلیم نمی شوم...نگو که ضعیف بود و شکست٬ بگو قوی بود ٬ با خویشتن نشست و در
خویشتن شکست...کجایید تکه تکه های قلبم که میخواهم قلبی بزرگتر با شما بسازم...!
تسلیم نمی شوم...مرا نه دردی است و نه درمانی...مرا تا بی نهایت راه است و رفتن و
((خواستن))...!
تسلیم نمی شوم...نیا چون قلب من تو را نمی خواهد...بیا که تنها واژه ای که این دل کم
داردت...!
تسلیم نمی شوم...می روم ولی بدان که وقتی باز گردم قلبم را دیگر جایی برای تو
نیست...بازمی گردم و قلبم را می بینی که جایی بس فراخ تنها برای توست...!
تسلیم نمی شوم...سرانجامم را او که بزرگی اش را یقین دارم ٬ رقم می زند...!
تسلیم نمی شوم...دو رنگ که سهل است تک رنگ می شوم تا یکرنگی وجودم تو را کور
کند...یک رنگ که باشم در تک رنگی ناب تو حل می شوم...!
تسلیم نمی شوم...مرا بسی نعمت که زنده ام...اندکی صبر می کنم...سحــــــــــــــــــر
چقـــــــــــــــدر نـــــــــــــــــــــــــــــــــــزدیک است...!
تسلیم نمی شوم...سرم را در زیر آب نگاه میدارم تا زلال شوم به همان قــــدر که قبلا
بودم...شاید هم زلالتر...آری می خواهم زلالتر باشم...!
تسلیم نمی شوم...تا فراسوی دریایی نا متناهی پر خواهم کشید...باشد که این پــــــرواز٬
شروع دوباره ام باشد!
تسلیم نمی شوم...دفتر خاطراتم چقدر برگ تازه برای نوشتن دارد...تمام خط های نوشته و
نانوشته اش را چقـــــدر دوست دارم...!
تسلیم نمی شوم...امضا می کنم ... با عقل و احساسی که یکـــــــــــــی شده اند امضا
می کنم...کجاست سند دربند شدنم که همه جایش را برایتان امضا می کنم؟...!
تسلیم نمی شوم...بگویید بیاید...من تا مرز عرش خود خدا٬ می خواهم بمانم راه بودنش
را...!
تسلیم نمی شوم...سخن می گویم....اما ببین ناگفته هایی را که همه خود در نگاهم موج
می زنند...!
تسلیم نمی شوم...می خوابم...قول می دهم که خوابت را نبینم چرا که انکار پذیری و فانی
اما قول نمی دهم که خواب تو را نبینم چرا که تو واقعیتی هستی انکارناپذیر و مانی...!
تسلیم...؟؟؟
تسلیم ...؟؟؟
تسلیم...؟؟؟
نه...تسلیم نمی شوم...چرا باید تسلیم شوم حالا که تابستان دوست نداشتنی رفته و پاییز
اعجازگرم آمده است و می گویدم که زمستان تا بی نهایت دوست داشتنی ام در راه
است؟؟؟!!!
تسلیم نمی شوم...حتی اگر به تبعیدگاه خوش خیالی تبعیدم کنید٬ من به وسعت اعتقادی
که به خدای قلم دارم هـــــــــــــــــــــــرگـــــــــــــــــــــــــــــز تسلیم نمیشوم...!
نوشته شده توسط ღღღ☆ღღدختر پاییزیღღღ☆ღღ در ساعت 15:49 موضوع | لینک ثابت
در زمان حضرت سلیمان دو تا گنجشک یه گوشه ای نشسته بودند. گنجشک نر به گنجشک ماده اظهار محبت می کرد. می گفت تو محبوبه منی. تو همسر منی. دوستت دارم. عاشقتم. چرا به من کم محبتی؟ چرا محلم نمیذاری؟ فکر کردی من کم قدرت دارم تو این عالم عیال؟ من اگه بخوام می تونم با نوک منقارم تخت و تاج سلیمان رو بردارم بندازم تو دریا. باد که مسخر سلیمان بود پیام رو به گوش سلیمان رسوند. حضرت تبسمی کرد و فرمود اون گنجشک ها رو بیارید پیش من. آوردند.سلیمان به گنجشک نر گفت خوب ادعاتو اجرا کن بینم. گفت من چنین قدرتی ندارم. سلیمان گفت پس الان به همسرت گفتی؟ گفت خوب شوهر گاهی جلو همسرش کلاس میاد یه خالی ای می بنده. عاشق که ملامت نمیشه. من عاشقم. یه چی گفتم ولی یا نبی الله واقعا دوسش دارم. این به ما محل نمیذاره. حضرت به گنجشک ماده گفت اینکه به تو اظهار محبت میکنه چرا محلش نمیدی؟ گفت یا نبی الله چون دروغ میگه هم منو دوست داره هم یه گنجشک دیگه رو. مگه تو یک دل چند تا محبت جا میگیره؟ این کلام در دل جناب سلیمان چنان اثری گذاشت که تا چهل روز گریه می کرد و فقط یک دعا می کرد. می گفت:
الهی دل سلیمان رو از محبت غیر خودت خالی کن.![]()
نوشته شده توسط ღღღ☆ღღدختر پاییزیღღღ☆ღღ در ساعت 15:0 موضوع | لینک ثابت
عشق یعنی لحظه ای اتهاب![]()
عشق یعنی لحظه ای ناب ناب![]()
عشق یعنی لحظه ای دریا شدن![]()
عشق یعنی دیده بر درد دوختن
عشق یعنی از فراقش سوختن
نوشته شده توسط ღღღ☆ღღدختر پاییزیღღღ☆ღღ در ساعت 20:14 موضوع | لینک ثابت
بیا عشق وزیدن را از دریا بیاموزیم
که برای در آغوش گرفتن ساحل یک لحظه آرام نگرفت
بیا عشق وزیدن را از کویر بیاموزیم
![]()
که خیس خود را به آفتاب سوزان هدیه داد![]()
![]()
نوشته شده توسط ღღღ☆ღღدختر پاییزیღღღ☆ღღ در ساعت 18:49 موضوع | لینک ثابت
ای دوست دلت همیشه زندان من است
آتشکده عشق تو از آن من است
آن روز که لحظه وداع من و توست
آن شوم ترین لحظه پایان من است![]()
نوشته شده توسط ღღღ☆ღღدختر پاییزیღღღ☆ღღ در ساعت 16:27 موضوع | لینک ثابت
عشقبهانه آغازبود
بهانه سبز باهم زیستن و اینک وصال بارش خوشبختی بر بام عاشق ترین عاشق ها و
رونق بهاری ترین ثانیه های زندگی![]()
نوشته شده توسط ღღღ☆ღღدختر پاییزیღღღ☆ღღ در ساعت 16:0 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

و خداوند عشق را آفرید...
فهرست اصلی
نویسندگان
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ
Delete this Line--> JavaScript کمیابترین کدهای جاوا|
فالنامه
|
|
|